پدر، آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من
دومین مراسم ترحیم مرحوم حاج نعمت داداشی که از طواف کعبه به دیدار صاحب کعبه شتافت، روز چهارشنبه دوم بهمن ماه از ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه تا ۱۶ در مسجد ۷۲ تن مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی(سرچشمه) برگزار میشود. این مراسم برای خانمها و آقایان خواهد بود.
مجموعه فرهنگی سرچشمه در میدان بهارستان، نرسیده به چهارراه سرچشمه، کوچه شهید صیرفیپور قرار دارد.
انالله و انا الیه راجعون
پدر بزرگوارمان حاج نعمت داداشی که به طواف معبود رفته بود به دیدار محبوب شتافت. مراسم ترحیم ایشان روز جمعه 27 دی ماه از ساعت 14 تا 15 و 30 دقیقه در مسجد حضرت ولیعصر(عج) واقع در بزرگراه شهید محلاتی(آهنگ) بلوار ابوذر، بین پلهای پنجم و ششم برگزار میشود.
حجرفتهها همگی با لذت خاصی میگویند سفر حج، شیرینترین سفر عمرتان خواهد بود؛ اما اینروزها احساس میکنم قلبم در حال کنده شدن است! با خود میگویم: «من کجا و حرم رسولالله(ص) کجا؟ من کجا و خانهی خدا کجا؟» امروز که رفته بودم خدمت حاجآقا زائری برای خداحافظی، این نگرانی را مطرح کردم. ایشان نقل کرد از بزرگواری که هنگام ورود به حرم امام رؤوف، حضرت رضا(ع) همین حس را داشته و در خود نمیدیده که وارد صحن و سرای ثامن الحجج شود، تا اینکه بزرگوار دیگری که استاد ایشان بوده میگوید نگران چی هستی؟ یک پزشک وقتی مطب دایر میکند، هدفش چیست؟ آیا غیر از این است که بیماران به او مراجعه کنند تا آنها را معالجه کند؟ تو هم برو نزد امام رضا(ع) و بگو آمدهام مرا بسازی.
این حکایتی که آقای زائری تعریف کرد، کمی دلم را تسکین داد؛ اما واقعاً بیقرارم. وقتی رییس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق(ع) هنگام احرام بستن دلشوره داشته که «نکند وقتی گفتم لبیک... ندا بیاید که لا لبیک...» آنوقت تکلیف ما از همین حالا معلوم است. واقعاً نمیدانم چه کنم با این دل بیقرار... دعایم کنید.
امروز در دومین جلسهی توجیهی عمره شرکت کردیم. هم روحانی کاروان ـ حاج آقا سالاری ـ و هم مدیر کاروان ـ آقای میرزایی ـ توضیحات بیشتری دربارهی اعمال عمره و آداب سفر دادند و تعدادی کتاب کاربردی و موردنیاز برای اعمال هم برایمان تهیه کرده بودند که گرفتیم برای مطالعه. شنبهی گذشته هم که رفتیم برای تزریق واکسن مننژیت تا کم کم باورمان شود که خواب نیستیم و جدی جدی عازم سفریم! مشابه همین حس و حال را در اولین سفر کربلا هم داشتم. همان موقع هم نوشتم که شخصاً تا زمانی که چرخهای هواپیما در فرودگاه نجف اشرف به زمین نخورد، باورم نخواهد شد که دارم میروم به زیارت حرم امیرالمومنین و حضرت امام حسین علیهمالسلام. حالا هم همینطور، تا چرخهای هواپیما به باند فرودگاه جده نخورد، باورم نخواهد شد. و البته مدیر کاروان نکتهای را هم گفت و اینکه ـ اگرچه درصد آن خیلی کم است ـ گاهی دیده شده که پرواز تغییر کرده و پرواز جده به مدینه رفته است. اگر بر فرض محال اینگونه هم بشود، اگرچه دوستتر دارم که مناظر و شهرهای بین راه جده به مدینه و مدینه به مکه را ببینم؛ اما در عین حال خوشحال هم خواهم شد؛ چون سفر زمینی از جده به مدینه و مدینه به جده خلاصه خواهد شد به یک سفر مدینه به مکه و اینجوری مادر بیمارم کمتر اذیت خواهند شد. همین شنبه که رفته بودیم برای تزریق واکسن، یک ویلچر هم برای این بزرگوار خریدیم تا هنگام طواف و سعی صفا و مروه و هنگام مراجعه به اماکن متبرکهی بین راه، راحتتر باشند؛ چون تقریبا ناتوانند در پیاده روی.