يادداشت‌های يك نویسنده و روزنامه‌نگار

چه جانستاني است اين جانستان اميرخاني! "جانستان كابلستان" را با اشك و لبخند بخوانيد وگرنه از قافله عقب مي‌مانيد. فعلاً اين كتاب، كتاب بالين من است و در تاكسي و اتوبوس و مترو دست از سرم برنمي‌دارد. همين امروز بعد از نماز صبح مي‌خواندمش و حواسم نبود كه ساعت ۹ شده و بايد بروم سركار. فعلاً همين‌قدر داشته باشيد، وقتي كه تمامش را خواندم حتماً يادداشتي برايش مي‌نويسم.

نوشته شده توسط حمیدرضا داداشی در ساعت 14:13 | لینک  |