يادداشت‌های يك نویسنده و روزنامه‌نگار

                                             من هلیم دوست ندارم 

تا همین دیشب مقاومت می‌کردم. البته قبلش گربه‌ای بودم که دستش به گوشت نمی‌رسید و می‌گفت بو می‌دهد؛ اما دیشب ـ نه این که مقاومتم شکسته باشد ـ بالاخره رفتم و فضای شبکه‌ی مجازی را امتحان کردم. به محض این‌که نصب تلگرم نهایی شد ـ در کم‌تر از چند ثانیه ـ پنج، شش پیام خوشامد از دوستان عزیزم آمد و همان موقع توی دلم خالی شد و ندایی درونی بهم گفت: دیدی چی شد؟ همین را می‌خواستی؟ (درست مثل دوران بچگی که گاهی کاری می‌کردم و بلافاصله پشیمان می‌شدم.) اما گفتم اولِ کار است؛ کم‌کم خوشت می‌آید. البته داشتم به دلم دروغ می‌گفتم. هر وقت به دلم دروغ می‌گویم و یا به حرفش گوش نمی‌کنم (بی برو برگرد، استثنا هم برنمی‌دارد) پشیمان می‌شوم. البته گاهی این پشیمانی‌ها قابل جبران بوده و گاهی تاوان سنگینی برایش داده‌ام. خلاصه. بعد از آن شروع شد! درگیری من با خودم و آخر سر مجبور شدم صدای گوشی را قطع کنم و به کارم برسم. این روزها درگیر یک پروژه‌ام(بعداً اگر عمری به دنیا بود درباره‌اش توضیح می‌دهم.) و صبح تا شب و شب تا صبح درگیرم. این وسط اگر وقت کنم چند ساعتی می‌خوابم تا تجدیدقوا کنم. الغرض، دلم با تلگرام نبود. گفتم حمیدرضا، از دست رفتی، تسلیم شدی. بعد چند اتفاق دیگر افتاد؛ ظهر داشتم نماز می‌خواندم که باز چند آلارم از گوشی آمد. یک‌دفعه دلم رفت تا گوشی و برگشت. حالا خیلی بلدم مثل آدم نماز بخوانم، این هم شده بلا روی بلا. دل‌چرکین شدم. مثل همان یک باری که با اصرار دوستان لقمه‌ای هلیم گذاشته بودم توی دهانم. اما خوبی‌اش این بود که تا آخر عمر دلیل محکمی دارم که  دیگر حتا هوای هلیم هم به سرم نزند. تا قبل از آن بدون آن‌که مزه‌ی هلیم را امتحان کنم، از روی قیافه‌اش می‌گفتم نمی‌خورم یعنی داشتم حرف دلم را گوش می‌کردم که می‌گفتم میل ندارم؛ اما الان سال‌های سال است که می‌گویم: دوست ندارم. منتهی پند مامان را هم آویزه‌ی گوشم کردم که همان یک بار گفت: وقتی این همه آدم دارند سر سفره هلیم می‌خورند، نگو این چیه می‌خورید، بگو نوش جانتان، من میل ندارم. البته بعضی‌ها هلیم را با شیر و شکر می‌خورند، بعضی‌ها ـ از جمله مادر ما ـ با نمک. پس حالا همین‌جا تکلیفم را با خودم و دیگران روشن می‌کنم: تلگرام میل ندارم؛ چه با شیر و شکر، چه با نمک.

نوشته شده توسط حمیدرضا داداشی در ساعت 5:24 | لینک  |